نوشته‌ها

فرضیه صفر چیست؟

مهمترین گام در هر  «آزمون فرض آماری» تبدیل «فرضیه پژوهشی» و نقض آن به «فرضیه های آماری» است.

       پژوهشگران بعد از اینکه مسئله پژوهش را براي خود تصریح کردند، پاسخي را به عنوان فرضيه تحقيق بيان مي كنند.

فرضيه، پاسخي است  بخردانه، احتمالي و موقت به سوال پژوهشي كه در گام های بعدي تحقيق، درستي  ويا نادرستي آن مورد بررسی  قرار مي گيرد

      به عبارت ديگر ، فرضيه حدس خردمندانه اي درمورد رابطه دو يا چند متغير است كه به صورت جمله اي خبري بيان شده و نشانگر نتايج مورد انتظار است. به بیانی ديگر ، فرضيه گمانی  است زيركانه و علمي كه بايد به كمك واقعيات ( داده ها) مورد بررسي قرار گرفته و سپس تاييد يا رد گردد.

 تفاوت فرضيه و نظريه  در چيست ؟

  • نظريه و قوانين عمدتا شامل قضاياي کلي و عمومي هستند و به موارد خاصي تعلق ندارند و مي تواند مصاديق زيادي داشته باشد . در صورتی که فرضيه حالت کلي ندارد و مخصوصو مسئله تحقيق است که از قضاياي کلي ناشي مي شود

  بيان فرضيه

 در موقع  بيان فرضيه پژوهشگر  به بررسی روابط بين متغيرها می پردازد. به طور معمول  اين بیان فرضیه  به سه شکل انجام می شود :

  1. بررسی رابطه علت و معلولی بين دو يا چند متغير (تاثير عامل هوش در پيشرفت تحصيلي)

  2.  بررسی همبستگی و شدت آن بين دو يا چند متغير  (بررسي همبستگي مشكلات رواني و گرايش به اعتياد)

  3. بررسی و مقايسه ميزان تفاوت تاثير يک يا چند متغير بر يک يا چند متغير(.  مانند تفاوت تاثير دو روش تدريس بر شاگردان) .

   انواع فرضيه در تحقيقات همبستگي و تجربي

فرضيه ها به دودسته  تقسيم ميشوند:

  • فرضيه تحقيق (1H)

  • فرضيه صفر (H0)  

فرضيه تحقيق از احتمال وجود رابطه يا اثر و يا تفاوت بين متغيرها خبررسانی میکند . اين فرض ها به دو دسته جهت دار و بدون جهت تقسيم مي شود .

  فرضيه صفر که به فرضيه آماري يا پوچ نيزموسوم است وجود رابطه ،اثر يا تفاوت بين متغيرها را انکار و یا رد  ميکند.

ويژگيهاي يک فرضيه خوب

فرضيه بايد قدرت بیان  حقايق را داشته باشد.

فرضيه بايد بتواند پاسخ مساله تحقيق را بدهد

فرضيه بايد قابليت حذف حقايق نامرتبط با مساله تحقيق را داشته باشد

فرضيه بايد شفاف ،ساده،و قابل فهم باشد.

فرضيه بايد قابليت آزمون را داشته باشد.

فرضيه نبايد با حقايق و قوانين مسلم و اصول علمي تاييد شده مغايرت داشته باشد .

فرضيه نبايد از واژه ها و مفاهيم ارزشي استفاده کند .

فرضيه بايد به مطالعه و پژوهش جهت بدهد.

بايد به صورت جمله خبري باشد.

فرضيه ها بايد مختص مساله تحقيق باشند

بايد بين فرضيه ها و سوالهاي ويژه تناظر صوري و محتوايي وجود داشته باشد.

منظور از تناظر صوري اين است که : اولا : به تعداد سوالهاي فرعي ،فرضيه تدوين شود.ثانيا : هر فرضيه در مقابل سوال مربوط به آن قرار گيرد.

محاسبه حجم نمونه بر اساس نظریه کلاین

 

یک  مسئله بسیار مهم در تحلیل عاملی تعیین حداقل حجم نمونه است. به گفته کلاین تعیین حداقل حجم نمونه لازم برای گردآوری داده‌های مربوط به مدل‌‌یابی معادلات ساختاری بسیار با اهمیت است. با وجود آنکه در مورد حجم نمونه لازم برای تحلیل عاملی و مدل‌های ساختاری توافق کلی وجود ندارد اما بسیاری از پژوهشگران حداقل حجم نمونه لازم را  200 می دانند.  کلاین نیز معتقد در تحلیل عاملی اکتشافی برای هر متغیر 10 یا 20 نمونه لازم است اما حداقل حجم نمونه 200 مناسب  است.
اما به گفته سایر محققین  در تحلیل عاملی تائیدی حداقل حجم نمونه براساس عامل‌ها تعیین می‌شود نه متغیرها. اگر از مدل‌یابی معادلات ساختاری استفاده شود حدود 20 نمونه برای هر عامل (متغیر پنهان) لازم است. حجم نمونه توصیه شده برای تحلیل عامل تائیدی حدود 200 نمونه برای ده عامل توصیه شده است.

 

تنظیم مسئله پژوهش

پژوهش علمی همواره با نوعی مسئله یا مشکل آغاز می شود،و هدف آن پیدا کردن جواب مسائل با استفاده از روش های علمی است. دشوارترین گام در فرایند پژوهش،مشخص کردن مسئله مورد مطالعه است.دانشمند معمولا چیزی را که مانع فهمیدن و دانستن است تجربه می کند.ناراحتی و بی قراری وی درباره پدیده های مشاهده شده و مشاهده نشده،یا نوعی کنجکاوی که چرا چنین چیزی بدین شکل وجود دارد،اورا به اندیشیدن وا می دارد. نخستین و مهمترین گام آن است که اندیشه خود را در فضای باز قرار دهد و مسئله ای را که با آن برخورد کرده است با یک نظام منطقی و قابل کنترل بیان کند. مقصود آن است که نخست باید درباره یک چیز،یک مانع یا یک موقعیت مهم تردید وجود داشته باشد، تردیدی که نیازمند تعیین است.

دانشمند تردیدهای مهم،ناآرامی عاطفی، و مفاهیم تازه را تجربه و تلاش می کند مسئله معینی را در زمینه ای که مایل به مطالعه آن است انتخاب و تدوین کند، حتی اگر مناسبت  و کفایت نداشته باشد. به بیان دیگر، در این مرحله کمتر اتفاق می افتد که مسئله پژوهش روشن،صریح و کامل باشد. دانشمند باید مداوم با آن در کشمکش باشد، نوشته ها و پیشیته های پژوهشی را مطالعه می کند،تجربه شخصی و تجارب دیگران را بررسی می کند. مداوم آن را می آزماید، و با آن زندگی می کند. و سرانجام، دیر یا زود مسئله پژوهش را به گونه تصریحی یا تلویحی (و معمولا به صورت یک پرسش) بیان می کند، در حالی که بیان او ممکن است جدید بوده یا جنبه موقتی و آزمایشی داشته باشد.

البته دانشمند گاه ناگزیر می شود در انتظار نوعی جهش خلاقانه و اشراق به سر برد. ممکن است این اشراق دست دهد یا ندهد. با مسئله ای که تنظیم می کند.با پرسش یا پرسشهایی که مطرح می سازد، بقیه کار وی بسیار ساده تر خواهد بود. تنها شرط لازم برای تدوین یک مسئله آن است که حل شدنی باشد، جواب پرسش مطرح شده را باید بتوان با ابزارهای موجود پیدا کرد. مسئله ممکن است با هر جنبه ای از رفتار سر و کار داشته باشد، خواه مهم و خواه کم اهمیت تلقی شود. به گفته مک گویگان یک درس مهم تاریخ این است که ما نباید نسبت به داوری درباره اهمیت مسئله ای که دانشمند روی آن کار می کند، شتاب کنیم. زیرا فراوان دیده شده است که آنچه به عنوان یک چیز کم اهمیت دور انداخته شده بعدها به گونه قابل ملاحضه ای در پیشرفتهای علمی سهیم بوده است .

نکته مهم آن است که بتوانید موضوع پژوهش خود را به زبان ساده و با استفاده از واژه ها و اصطلاحات روزمره بیان کنید. از به کار بردن واژه های نامفهوم و پیچیده دوری کنید. عنوان پژو.هش باید طوری انتخاب شود  که نه خیلی کوتاه و نه خیلی طولانی باشد. باید بیانگر گستره پژوهش و متناسب با زمان و امکانات موجود باشد؛ درست و به اندازه لازم (تا حدی که نتوان حتی یک کلمه آن را حذف کرد).

 

روش علمی


بهترین روش کسب دانش،روش علمی است، زیرا تلاش می کند نفوذ تورش یا پیش داوری آزمایشگر را در زمان آزمون یک فرضیه یا تئوری کمینه سازد،و اطلاعاتی(تاحد ممکن) مبتنی بر واقعیت به دست دهد. به بیان دیگر پژوهشگران تلاش می کنند با استفاده از روش علمی ،اطلاعاتی بدست آورند که از عقاید شخصی ،ادراکات،تورشها، تعصبها، ارزشها،نگرشها،و عواطف به دور باشد. این کار از طریق آزمایش یا مشاهده ایده ها و عقاید بر پایه روش علمی که در معرض وارسی همگان قرار دارد، انجام می شود.دانش حاصل از این روش قابل اعتماد است زیرا در نهایت مبتنی بر شواهد مشاهده شده عینی خواهد بود. این روش بیان می کند که:

 1)تمامی دانش شناخته شده قبلی درباره پدیده مورد نظر را یاد بگیرید

 2)درباره چگونگی ارتباط آن پدیده با چیزهای دیگر،حدس بزنید یا فرضیه ای تولید کنید

3)تعیین کنید که چع چیز شاهد دانش جدید مورد نظر شماست

 4)برای فراهم ساختن این شاهد، داده هایی را با یک روش نظامدار،عینی و کنترل شده گردآوری کنید

5)برای آزمایش آن فرضیه، داده ها را ارزشیابی کنید

6)بر پایه کیفیت داده ها و مناسب ارزشیابی، از کار خود دفاع کنید.

 

مراحل روش علمی

  • تنظیم مسئله پژوهش

  • تدوین فرضیه

  • استدلال – قیاس

  • تعریف عملی متغیرها

  • تدوین طرح پژوهش

  • مشاهده آزمایش(گردآوری داده ها)

  • تجزیه و تحلیل آماری و تفسیر نتایج

  • تعمیم نتایج پژوهش

  • پیش بینی

  • بیان قانون

  • تدوین تئوری

  • توسعه و رشد تئوریها

  • پیوستگی مراحل مختلف روش علمی

  • آیا روشی هست که درآن روش علمی کارساز نباشد؟

  • بیان خلاصه

سعی ما براین است که در مقالات بعدی هر کدام از مراحل روش علمی را به طور مفصل شرح دهیم .منتظر مقالات بعدی ما باشید .

اهداف تحقیق

 

کارهایی که محقق در متن تحقیق انجام می دهد، همان اهداف او است، مانند توضیح، رفع ابهام، اثبات، تعریف، دفع شبهه، توجیه و…. . معمولا با تبدیل سوال های فرعی به شبه جمله می توان بیشتر اهداف را نیز به دست آورد.

منابع فرضیه های پایان نامه

منابع فرضیه های پایان نامه

برخی فرضیه ها وجود حالتها و شرایط معینی را در مواردی خاص بیان می دارند،بدین معنا که می گویند چیز،شخص،موقعیت یا رویدادی معین،صفات و مشخصات خاصی دارند.برخی دیگر از انواع فرضیه ها که معمولا به مطالعات توصیفی ارتباط پیدا می کند،الگوی آنچه را که موجود هست به نمایش می گذارد،نسبت برخی رویدادها را بیان می کند ،یا رابطه ای را به صورت تمایل یک رویداد به همراهی با رویداد دیگر شرح می دهد،یا حکم می کند که یک چیز همواره کوچکتر یا بزرگتر از چیز معین دیگر است.بسیاری از مطالعات و بررسی های اجتماعی متوجه این گونه فرضیه هاست.مثلا روان شناسان ارتباط انواع مختلف استعدادها ،جامعه شناسان ارتباط جرایم و بیماری های روانی ،و مردم شناسان رابطه بین عقاید دینی ،آداب ازدواج و سایر رسوم جوامع مختلف را مورد بررسی قرار می دهند.نوع دیگری از فرضیه نیز وجود دارد(فرضیه های رابطه علی) که صفت خاص یا رویداد معینی را جز عواملی که در تعیین و تولید صفت یا رویداد خاص دیگری موثر است می داند.برای مثال ،تئوری روان تحلیلگران این فرضیه را پذیرفته است که تجارب دوره نوزادی و کودکی از عوامل مهم سازنده شخصیت در دوره بلوغ و کمال است.

به منظور تدوین فرضیه های پژوهش ،چنان که قبلا نیز گفته شد ،پژوهشگر هم از قیاس و هم از استقرا استفاده می کند.بنابراین برای تنظیم فرضیه دو منبع بالقوه تئوریهای موجود و نتایج پژوهش های انجام شده پیشین ،مورد توجه قرار می گیرد پژوهشگر با تشکیل فرضیه می تواند یافته های خود را فراسوی شرایط خاصی که داده ها در آن به دست آمده است تعمیم دهد.به سخن دیگر ،چون یکی از هدفهای پژوهش ،ایجاد مولفه هایی برای تشکیل تئوریهای تعمیم پذیر است،پژوهشگر باید تا آنجا که ممکن است در به وجود آمدن یک پایه نظری یا در جهت ایجاد آن بکوشد. با آنکه برخی فرضیه ها ممکن است فقط مبتنی بر نکته و اشاره کوچکی باشد ،و گاه نیز ممکن است تصادفی باشد و حتی از کشف و شهود ناگهانی ناشی شود،اما اغلب فرضیه ها بر پایه یافته های مطالعات پیشین طرح می شود و هدف آنها استقرا رابطه بین دو یا چند متغیر در زمان حال است.نوعی دیگر از فرضیه ها که از تئوریهای کامل و جامع حاصل میشود با استفاده از یک رشته قیاسهای معین به پیش بینیهایی منجر می شود که در شرایط معین ،نتایج مشخصی به دست خواهد آورد.

فرضیه هایی که از کشف و شهود ناگهانی ناشی می شود ممکن است در برخی موارد برای توسعه و پیشرفت علم مفید و موثر باشد .اما اگر فقط در یک پژوهش آزمایش شوند فایده آنها به وسیله دو عامل محدود می شود:

1- این اطمینان وجود ندارد که رابطه ای که بین دو عامل کشف و مشاهده شده است،در مطالعات دیگر نیز تایید شود.

2- فرضیه ای که مبتنی بر حدس و گمان باشد ،احتمالا رابطه محکمی با فرضیه ها و معلومات دیگر آدمی ندارد .با این حال ،چنین فرضیه هایی ممکن است مسائل و پرسش های جامعی مطرح سازد و به پژوهش های متعدد دیگری بینجامد ،و حتی ممکن است بعدها با پژوهش های دیگر مقارن و همبسته شده به صورت تئوریهای تبیینی جامعی در آید.

فرضیه ای که مبتنی بر مطالعات پیشین باشد ،محدودیت فرضیه مبتنی بر کشف و شهود را ندارد، و اگر مطالعات جدید فرضیه قبلی را تاکید کند رابطه حاصل به شکل رابطه ای نظامدار در می آید. در این صورت احتمال آنکه رابطه حاصل ناشی از شرایط خاص موقعیت معینی باشد ،کاهش می یابد(گرچه این امکان به کلی از میان نمی رود).

اما فرضیه هایی که تئوری کلی تری استنتاج می شود ،حتی محدودیت فرضیه های مبتنی بر یافته های مطالعات پیشین را نیز ندارد،زیرا از مجموعه دانش کلی که درباره زمینه مربوط به آن موجود است جدا نخواهد ماند. بدین ترتیب اگر بین داده های اولیه این گونه مطالعات و تئوری کلی ارتباط برقرار شود، و اگر نتایج به دست آمده موید و در جهت تقویت پیش بینی های قبلی باشد ،پژوهشگران در واقع به پیشرفت علم و دانش بشر کمک وافری کرده اند ،زیرا نتایج آنها ضمن آنکه تئوری کلی را تایید و پشتیبانی می کند برای حل مسائل زندگی نیز فواید عملی در بر دارد. بنابر آنچه گفته شد،پژوهشگر بهتر است بتواند هم از نتایج پژوهش های پیشین استفاده کند و هم در تدوین فرضیه های خاص مطالعه خود به تئوریهای کلی موجود متکی باشد ،تا کار او در تنظیم فرضیه های جدید آسان شود.داشتن فرضیه ای روشن او را در تعیین نوع داده های مورد نیاز و روش تجزیه و تحلیل آماری آن ،و به طور کلی هدایت پژوهش ،یاری می دهد.اما در اینجا لازم است به یک نکته اشاره شود .با آنکه تدوین فرضیه و آزمون درستی آن یکی از هدفهای عمده پژوهش های علمی است ،همواره باید به خاطر داشته باشیم که برای رسیدن به این هدف راه کوتاه و میانبری وجود ندارد. در قلمرو علوم اجتماعی و علوم رفتاری ،مسائل و مشکلات بسیاری وجود دارد که در آنها هنوز فرضیه های مهمی  موجود نیست، و بنابراین ضروری است درباره آنها پژوهش هایی که جنبه اکتشافی دارد به میزان زیاد انجام شود،تا در نتیجه آنها بتوان فرضیه های قابل قبولی تدوین کرد .این گونه مطالعات اکتشافی یکی از مراحل ضروری و لازم برای پیشرفت و توسعه هر علم ،به ویژه علوم رفتاری و اجتماعی است که با مسائل و مشکلات بغرنج و متغیرهای پیچیده ای سر و کار دارد.

ttt

 

ویژگی های یک فرضیه خوب

ویژگی های یک فرضیه ی خوب

در پژوهشهای علمی  اساسا به طریق زیر عمل می کنیم :نخست ،مسئله ای را که در پی حل آن هستیم تدوین می کنیم و سپس فرضیه ای را که برای آن مسئله جواب بالقوه به شمار می آید بیان می کنیم.فرضیه عموما بیانی است که از لحاظ قلمرو کلیت دارد ،بدین معنا که به پیشامدهای متعدد و متنوعی که مسئله با آن سروکار دارد ارتباط پیدا می کند.آنگاه ،نمونه ای از این پیشامدها را مشاهده می کنیم.بدین منظور که داده ها را گرداوری می کنیم و فرضیه را با آن مشاهده ها روبه رو می سازیم،سپس آن فرضیه را می آزماییم.آزمون فرایندی است که از طریق آن نتیجه می گیریم که فرضیه تدوین شده با استفاده از داده ها تایید (یا پشتیبانی)می شود یا نمی شود.به طور اختصاصی تر ،اگر بیانات ما درباره مشاهده ها با فرضیه تنظیمی مطابقت کند ،گوییم فرضیه تایید یا پشتیبانی می شود (یعنی درجه احتمال بالا،مثلا p=0.8 دارد).در غیر اینصورت آن فرضیه رد می شود(یعنی احتمال آن کم،مثلا p=0.15 است).برای آنکه بدانیم یک فرضیه آزمون پذیر است،دو ملاک وجود دارد. آن دو ملاک عبارتند از :

1-آیا همه متغیرهای موجود در فرضیه واقعا به پیشامدهای (به طور تجربی)مشاهده پذیر ارتباط پیدا می کند؟

2- آیا فرضیه به گونه ای تدوین شده است که مولفه های آن را بتوان به پیشامدهای (به گونه تجربی)مشاهده پذیر مربوط ساخت و درباره درجه احتمال آن تصمیم گرفت؟

اگر همه پیشامدهایی که به فرضیه مربوط می شود مشاهده پذیر باشد ،آنگاه نخستین ضابطه  (اصل)برقرار است .مثلا اشباح را نمی توان به طور معتبر مشاهده کرد(یعنی به طور کلی همه مردم قادر نیستند آن را مشاهده کنند).بنابراین مسائلی که درباره آنها تدوین می شود حل نشدنی و فرضیه های متناظر با آنها نیز آزمون ناپذیر خواهد بود.اگر یک فرضیه منطبق با قواعد زبان تدوین شده باشد و بتوانیم اصطلاحات آن را بدون ابهام به پیشامدهای (به گونه تجربی)مشاهده پذیر مربوط سازیم ،آنگاه ملاک دوم صادق است.در این صورت می توانیم به تصمیم تایید یا عدم تایید فرضیه تنظیمی دست یابیم.با توجه به آنچه گفته شد ،ویژگی های تدوین یک فرضیه عبارتند از:

1-باید رابطه بین دو یا چند متغیر را پیش بینی کند(یعنی یک گزاره جهت دار باشد)

2- باید روشن ،بدون ابهام و به صورت یک جمله خبری بیان شود.

3- باید استنتاجهای ضمنی روشن برای آزمون روابط میان متغیرها را داشته باشد.

4-باید آزمون پذیر باشد،یعنی بتوان آن را بر پایه داده های تجربی آزمود.

ملاک های بالا به طور کلی بر این مطلب  دلالت دارد که گزاره فرضیه اصولا نشان دهنده دو یا چند متغیر اندازه پذیر یا بالقوه اندازه پذیر است،و این گزاره مشخص می کند که متغیرها چگونه با هم ارتباط پیدا می کنند .هر گزاره ای که فاقد این ملاک ها باشد به معنای علمی واژه ،فرضیه نیست .به این فرضیه ساده توجه کنید:”مطالعه گروهی در پیشرفت تحصیلی موثر است”.در اینجا یک رابطه وجود دارد که متغیر نخست یعنی “مطالعه گروهی” را به متغیر دوم یعنی ” پیشرفت تحصیلی ” مربوط می سازد.چون اندازه گیری این متغیر ها امکان پذیر است،استنتاجهای آزمون این فرضیه نیز قابل درک است.یعنی همه ملاک های لازم برای آن وجود دارد .

اینک یک فرضیه نامناسب را در نظر بگیرید :”تمرین در کار ذهنی با یادگیری آن کار ذهنی رابطه ندارد:.در اینجا  یک متغیر یعنی “تمرین در کار ذهنی” با متغیر دیگری که “یادگیری آینده ” باشد به وسیله عبارت “رابطه ندارد” مربوط شده است .پژوهشگری که این فرضیه را مطرح ساخته احتمالا فرضیه علمی(پژوهشی) را با فرضیه صفر که یک فرضیه آماری است اشتباه گرفته است. عبارت “رابطه ندارد ” فاقد جهت است و با استفاده از آن نمی توان نتیج پژوهشی را پیش بینی کرد .تا اینجا باید آموخته باشیم که فرضیه سبب می شود پژوهش  روی یک هدف معین متمرکز ،و آنچه باید مورد مشاهده قرار گیرد مشخص شود.پژوهشگر در مراحل اولیه مطالعه ،یک فرضیه مثبت عملی یا پژوهشی را به عنوان نتیجه  آنچه مایل است بیازماید مطرح می سازد.بعدها در مرحله تجزیه و تحلیل داده های مشاهده شده ،دلالت ضمنی فرضیه ای را که قبلا به آن اعتقاد داشته است به نام فرضیه مخالف در برابر فرضیه ای که فرضیه صفر نامیده می شود و عدم ارتباط را می رساند قرار می دهد و می آزماید.

عیب عمده دیگر فرضیه بالا ان است که درباره ملاک آزمون پذیری بالقوه آن نیز با مشکلاتی روبه رو خواهیم بود.تعریف “کار ذهنی” و “یادگیری آینده” به گونه ای که اندازه پذیر باشد، مشکل اساسی ما را تشکیل می دهد.اگر بتوانیم این مشکل را به طور مطلوب حل کنیم ، و ساختار جمله را نیز به گونه ای تغییر دهیم که بتوانیم یک متغیر را از روی یک متغیر دیگر پیش بینی کنیم،آنگاه قطعا یک فرضیه خواهیم داشت. آزمون تجربی متضمن آن است که بتوان هر متغیری را دستکاری،طبقه بندی،یا اندازه گیری کرد.اگر نتوان یک متغیر را دستکاری ،مقوله بندی ،یا اندازه گیری کرد ،در این صورت روش کمی تجزیه و تحلیل برای  آزمون فرضیه وجود ندارد.

اکنون فرضیه سومی را ملاحظه کنید:” کودکان طبقه متوسط اجتماع اغلب بیش از کودکان طبقه پایین اجتماع از کارهای نقاشی پرهیز میکنند “.این فرضیه،مقوله بسیار سنگین و مهمی را عرضه می کند ،اما وجود ارتباط بین متغیرها در آن غیر مستقیم است. در این گونه فرضیه ها رابطه غیر مستقیم و مستتری وجود دارد که معمولا به صورت این گزاره که گروه های A وb از لحاظ نوعی ویژگی تفاوت دارند بیان می شود.بهتر است فرضیه مذکور را به این صورت بیان کنیم که “رفتار مربوط به نقاشی تا حدودی تابع طبقه اجتماعی است”.هر چند در فرضیه ها معمولا از واژه ارتباط یا رابطه به ندرت استفاده می شود،اما عبارتهایی که به گونه ضمنی ارتباط را می رساند،مانند تولید می کند ،به وجود می آورد،موجب می شود،اثر دارد یا موثر است،تابع … است،می تواند متغیرهای مورد مطالعه را به هم مربوط سازد.

ttt