نوشته‌ها

ویژگی های یک فرضیه خوب

ویژگی های یک فرضیه ی خوب

در پژوهشهای علمی  اساسا به طریق زیر عمل می کنیم :نخست ،مسئله ای را که در پی حل آن هستیم تدوین می کنیم و سپس فرضیه ای را که برای آن مسئله جواب بالقوه به شمار می آید بیان می کنیم.فرضیه عموما بیانی است که از لحاظ قلمرو کلیت دارد ،بدین معنا که به پیشامدهای متعدد و متنوعی که مسئله با آن سروکار دارد ارتباط پیدا می کند.آنگاه ،نمونه ای از این پیشامدها را مشاهده می کنیم.بدین منظور که داده ها را گرداوری می کنیم و فرضیه را با آن مشاهده ها روبه رو می سازیم،سپس آن فرضیه را می آزماییم.آزمون فرایندی است که از طریق آن نتیجه می گیریم که فرضیه تدوین شده با استفاده از داده ها تایید (یا پشتیبانی)می شود یا نمی شود.به طور اختصاصی تر ،اگر بیانات ما درباره مشاهده ها با فرضیه تنظیمی مطابقت کند ،گوییم فرضیه تایید یا پشتیبانی می شود (یعنی درجه احتمال بالا،مثلا p=0.8 دارد).در غیر اینصورت آن فرضیه رد می شود(یعنی احتمال آن کم،مثلا p=0.15 است).برای آنکه بدانیم یک فرضیه آزمون پذیر است،دو ملاک وجود دارد. آن دو ملاک عبارتند از :

1-آیا همه متغیرهای موجود در فرضیه واقعا به پیشامدهای (به طور تجربی)مشاهده پذیر ارتباط پیدا می کند؟

2- آیا فرضیه به گونه ای تدوین شده است که مولفه های آن را بتوان به پیشامدهای (به گونه تجربی)مشاهده پذیر مربوط ساخت و درباره درجه احتمال آن تصمیم گرفت؟

اگر همه پیشامدهایی که به فرضیه مربوط می شود مشاهده پذیر باشد ،آنگاه نخستین ضابطه  (اصل)برقرار است .مثلا اشباح را نمی توان به طور معتبر مشاهده کرد(یعنی به طور کلی همه مردم قادر نیستند آن را مشاهده کنند).بنابراین مسائلی که درباره آنها تدوین می شود حل نشدنی و فرضیه های متناظر با آنها نیز آزمون ناپذیر خواهد بود.اگر یک فرضیه منطبق با قواعد زبان تدوین شده باشد و بتوانیم اصطلاحات آن را بدون ابهام به پیشامدهای (به گونه تجربی)مشاهده پذیر مربوط سازیم ،آنگاه ملاک دوم صادق است.در این صورت می توانیم به تصمیم تایید یا عدم تایید فرضیه تنظیمی دست یابیم.با توجه به آنچه گفته شد ،ویژگی های تدوین یک فرضیه عبارتند از:

1-باید رابطه بین دو یا چند متغیر را پیش بینی کند(یعنی یک گزاره جهت دار باشد)

2- باید روشن ،بدون ابهام و به صورت یک جمله خبری بیان شود.

3- باید استنتاجهای ضمنی روشن برای آزمون روابط میان متغیرها را داشته باشد.

4-باید آزمون پذیر باشد،یعنی بتوان آن را بر پایه داده های تجربی آزمود.

ملاک های بالا به طور کلی بر این مطلب  دلالت دارد که گزاره فرضیه اصولا نشان دهنده دو یا چند متغیر اندازه پذیر یا بالقوه اندازه پذیر است،و این گزاره مشخص می کند که متغیرها چگونه با هم ارتباط پیدا می کنند .هر گزاره ای که فاقد این ملاک ها باشد به معنای علمی واژه ،فرضیه نیست .به این فرضیه ساده توجه کنید:”مطالعه گروهی در پیشرفت تحصیلی موثر است”.در اینجا یک رابطه وجود دارد که متغیر نخست یعنی “مطالعه گروهی” را به متغیر دوم یعنی ” پیشرفت تحصیلی ” مربوط می سازد.چون اندازه گیری این متغیر ها امکان پذیر است،استنتاجهای آزمون این فرضیه نیز قابل درک است.یعنی همه ملاک های لازم برای آن وجود دارد .

اینک یک فرضیه نامناسب را در نظر بگیرید :”تمرین در کار ذهنی با یادگیری آن کار ذهنی رابطه ندارد:.در اینجا  یک متغیر یعنی “تمرین در کار ذهنی” با متغیر دیگری که “یادگیری آینده ” باشد به وسیله عبارت “رابطه ندارد” مربوط شده است .پژوهشگری که این فرضیه را مطرح ساخته احتمالا فرضیه علمی(پژوهشی) را با فرضیه صفر که یک فرضیه آماری است اشتباه گرفته است. عبارت “رابطه ندارد ” فاقد جهت است و با استفاده از آن نمی توان نتیج پژوهشی را پیش بینی کرد .تا اینجا باید آموخته باشیم که فرضیه سبب می شود پژوهش  روی یک هدف معین متمرکز ،و آنچه باید مورد مشاهده قرار گیرد مشخص شود.پژوهشگر در مراحل اولیه مطالعه ،یک فرضیه مثبت عملی یا پژوهشی را به عنوان نتیجه  آنچه مایل است بیازماید مطرح می سازد.بعدها در مرحله تجزیه و تحلیل داده های مشاهده شده ،دلالت ضمنی فرضیه ای را که قبلا به آن اعتقاد داشته است به نام فرضیه مخالف در برابر فرضیه ای که فرضیه صفر نامیده می شود و عدم ارتباط را می رساند قرار می دهد و می آزماید.

عیب عمده دیگر فرضیه بالا ان است که درباره ملاک آزمون پذیری بالقوه آن نیز با مشکلاتی روبه رو خواهیم بود.تعریف “کار ذهنی” و “یادگیری آینده” به گونه ای که اندازه پذیر باشد، مشکل اساسی ما را تشکیل می دهد.اگر بتوانیم این مشکل را به طور مطلوب حل کنیم ، و ساختار جمله را نیز به گونه ای تغییر دهیم که بتوانیم یک متغیر را از روی یک متغیر دیگر پیش بینی کنیم،آنگاه قطعا یک فرضیه خواهیم داشت. آزمون تجربی متضمن آن است که بتوان هر متغیری را دستکاری،طبقه بندی،یا اندازه گیری کرد.اگر نتوان یک متغیر را دستکاری ،مقوله بندی ،یا اندازه گیری کرد ،در این صورت روش کمی تجزیه و تحلیل برای  آزمون فرضیه وجود ندارد.

اکنون فرضیه سومی را ملاحظه کنید:” کودکان طبقه متوسط اجتماع اغلب بیش از کودکان طبقه پایین اجتماع از کارهای نقاشی پرهیز میکنند “.این فرضیه،مقوله بسیار سنگین و مهمی را عرضه می کند ،اما وجود ارتباط بین متغیرها در آن غیر مستقیم است. در این گونه فرضیه ها رابطه غیر مستقیم و مستتری وجود دارد که معمولا به صورت این گزاره که گروه های A وb از لحاظ نوعی ویژگی تفاوت دارند بیان می شود.بهتر است فرضیه مذکور را به این صورت بیان کنیم که “رفتار مربوط به نقاشی تا حدودی تابع طبقه اجتماعی است”.هر چند در فرضیه ها معمولا از واژه ارتباط یا رابطه به ندرت استفاده می شود،اما عبارتهایی که به گونه ضمنی ارتباط را می رساند،مانند تولید می کند ،به وجود می آورد،موجب می شود،اثر دارد یا موثر است،تابع … است،می تواند متغیرهای مورد مطالعه را به هم مربوط سازد.

ttt